












زندگي زیباست به شرط اینکه:
ز:آن زندان نباشد!
ن: آن ندامت نباشد 
د: آن درماندگي نباشد 
گ: آن گورستان نباشد
ي: آن ياس نباشد


تقديم به قلوب در هم شکسته
تقديم به صفا وصمميت ودوستي
تقديم به عشقهاوآرزوهاوبه اميدهاوانتظارها
به قلبهاي فشرده
به احساسات آتش گرفته
به خاکسترهاي بر بادرفته
به ديدگان خونبار
وبه قلبهاي کوچک وغمگين
که با هر تپش همواره فرياد ميزنند
چرا عاقبت دوستي جدائيست؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنهایی
چه زیبا بود اگر از دور شب پره ای می آمد وامشب در ازدحام
پیچکها میمرد تا
من تنها نباشم در مردنم
کبوترها چرا پرواز کرديد
جدائي را شما آغاز کرديد
برگ پائیزمو خسته دل از باد خزان
باغبان نیز نیامد پی دلداریمان
گویند پنجره ها فاقد احساسند!
اما هنگامی که بر روی پنجره بخار کرده اتاقم نوشتم
تنها ترین تنهای
دنیایم آرام آرام گریست
کاش در دهکده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت کمي ارزاني بود
حرف دل
حرفی هست،
آهی،
فریادی،
نمیدانم
.
بغضی، كز فریادها فرو خورده شده...
.
رمزی هست،
رازی،
نیازی،
نمیدانم، در پس كدامین مصلحت خاموش مانده...
.
كفری هست،
بر زبانم آماسیده...
.
فرو خورده نخواهم ماند
فریاد نه؟
.
باشد، شكوفه خواهم داد
سبز خواهم شد
.
كفر نه؟
باشد، نغمه خواهم خواند
.
بی صدا؟
باشد، ریشه خواهم داد
.
مانده رسالتی بر دوشم
هرچند بی حرف
هرچند بی كفر
به پایانش خواهم برد
بي تو امروز به صد حسرت و غم زيسته ام
آه اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم
بي تحمل نتوانم چاره عشق تو ولي
من بيچاره تحمل نتوانم چه کنم
تو که قصد جدائي کرده بودي
خيال بي وفائي کرده بودي
چرابااين دل خوش باورمن
زماني آشنائي کرده بودي
اي کاش اين آشنائيها نبود
يابه دنبالش جدائي ها نبود
يا که با من نميشدي آشنا
يا آنکه با من نمي گشتي جدا
فرق بين منو پروانه در این است 

که پروانه پرش من جگرم سوخت 

در آنجائي که نامردان عصا از کور مي دزدند
من از ناباوري آنجا محبت جستجو کردم

